احمد كسروي

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    خدا با ماست

    بسیاری با نام احمد كسروی آشنایند ولی كمند كسانی كه به ژرفای اندیشه های او پی برده باشند. علت این دو چیز می‌باشد :

    از یك سو خواندن انبوهِ نوشته‌های او (بیش از شصت جلد كتاب‌ ـ نزدیك به سیزده هزار صفحه) كار آسانی نبوده بویژه كه بیش از نیمی از آنها چه در زمان شاه و چه در حكومت ملایان غدغن بوده و از دسترس مردم دور نگاه داشته شده. از دیگر سو دشمنان اندیشه‌های او با غرض ورزیها ، پا به روی حقایق گزارده و با تحریفهایی كوشیده‌اند ذهنها را درباره‌ی او تاریك گردانند. با راه انداختن این پایگاه می‌خواهیم كتابها و نوشته‌های او را در دسترس خوانندگان بگزاریم تا ایشان خود مستقیماً بخوانند و خود داوری كنند.

     آذری   افسران ما  امروز چاره چیست؟  انكیزیسیون در ایران
     بهاییگری  پرسش و پاسخ  پندارها  پیام بدانشمندان اروپا و آمریكا
     تاریخچة شیر و خورشید  تاریخ مشروطة ایران  تاریخ هیجده ساله‌ی آذربایجان  حافظ چه می گوید؟
     خدا با ماست  خواهران و دختران ما  دادگاه  داوری (شیعیگری)
     در پاسخ بدخواهان در پیرامون ادبیات  در پیرامون اسلام  در پیرامون خرد
     در پیرامون رمان  در پیرامون روان  دردها و درمانها (1 تا 9)  در راه سیاست
     دفاعیات احمد كسروی  دولت بما پاسخ دهد  دین و جهان  راه رستگاری
     زبان پاك  زندگانی من (كامل) سرنوشت ایران چه خواهد بود؟  صوفیگری
     فرهنگ است یا نیرنگ؟  فرهنگ چیست؟  قانون دادگری  كار و پیشه و پول
     كافنامه  گفت و شنید (كتاب)  گفت و شنید (گفتاری از پرچم)  
     ما چه میخواهیم؟  ما و همسایگان  واژه نامه  ورجاوند بنیاد
     یكم دیماه و داستانش

    تواریخ طبرستان و یادداشت های ما

     در پیرامون شعر و شاعری  ده سال در عدلیه
    اسرار هزار ساله (نوشتة حكمی زاده)  سخنرانی كسروی در انجمن ادبی  دور از آزادگی ـ1 (بكوشش فرهیخت)  دور از آزادگی ـ 2 "
    زندگانی كسروی (كوتاهشده) ضمیمه ای دیگر بر قتل كسروی   مقالات، به کوشش یحیی ذکاء  فروغی و نقش او در شهریور 20
     فلسفة روزه  گفتگو با كامكار در پیرامون حافظ و شعرهایش  شیخ صفی و تبارش  در پیرامون مادیگری
     چرا از عدلیه بیرون آمدم گفت و گو - استا رجبعلی دین یاد می‌گیرد عطسه به صبر چه ربطی دارد؟  شیخ قربان از نجف می‌آید
    رمضان كفاش از روضه برگشته حسن كتاب حافشظش را می‌سوزاند حاجیهای انباردار چه دینی دارند؟ چگونه حاجی حسن پس از چهل سال مسلمان شد !
    جناب آقا از میدان در رفت بدرالشریعه شعر سروده    
         

    خواندن آنلاين كتابها

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 80 تاريخ : جمعه 1 دی 1391 ساعت: 23:10
    برچسب‌ها :

     در نامة پرچم اخيراً مقالة ( ارزش اسكناس با پشتوانه نيست ) را خواندم و در ضمن مقاله اينهم بود كه پول ( اهم از اسكناس و زر و سيم ثروت نيست ) چون مندرجات پرچم همواره منطقي و روي دليل است و پاسخ هاي منطقي را هم از نظر دور نميدارد اين است در اين قسمت كه اشتباهي بنظرم رسيد خواستم نظريات خود را عرض نمايم كه اگر اشتباه از طرف بنده باشد رفع شود.

     بنده ميگويم ارزش اسكناس با پشتوانه است و اگر پشتوانه نباشد اسكناس ارزش ندارد و زر و سيم جزء ثروت است.

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 52 تاريخ : سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت: 14:04
    برچسب‌ها :

     1ـ

    چنانكه آگاهي داده بوديم روز يكشنبه يكم آذر نشستي در خانة دارندة پرچم برپا گرديد. نخست سخناني از عيد رفت و دارندة پرچم شرح داد كه عيدهاي هر توده اي آنروزهاييست كه با يك پيشامد تاريخي مصادف بوده و اينست هرساله آنرا عيد ميگيرند و بجشن و شادي مي پردازند كه هم قدرداني از كوششها و رنجهاي گذشتگان كرده و هم كنونيان را به برخاستن بمانندة آنكارهاي تاريخي برانگيزند ، اينكار خردمندانه ايست و بايد باشد. ولي افسوس كه عيدهاي ايران كمتر يكي مبناي تاريخي دارد. بهرحال ما امروز را يكي از عيدها مي شماريم

    [1] سپس هر كار بزرگي يا هر فيروزي اي براي ما رخ داد روز آنرا نيز عيد خواهيم گرفت.

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 49 تاريخ : سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت: 14:03
    برچسب‌ها :

     يكي بدستينة « خوانندة پرچم» نامه اي فرستاده مي نويسد : « عقيدة شما دربارة مالكيت چيست؟.. بعضي ميگويند : شما منكر مالكيت هستيد و ميگوييد بايد ثروت مردم را از دستشان گرفت. من چيزي در اين موضوع در پرچم نخوانده ام ولي چون ميگويند بهتر است توضيحي دهيد».

     

    ميگويم : ما هر سخني داريم مي نويسيم. اين را در كجا نوشته ايم؟.. مالكيت (يا بفارسي بگويم : ازآنِش) يك چيز طبيعي است.

    فلان كشاورز كاشته و درويده و كوفته و گندم بدست آورده ، اين ازآن اوست ، فلان كارگر كار كرده و مزدي گرفته ، ازآنِ اوست ، فلان بافنده پارچه اي بافته ، ازآن اوست. يك كلمه بگويم هركسي هرچه را از راهش بدست آورده ازآن خودش ميباشد و بكسي نسزد از دستش گيرد. ما اگر اين را نپذيريم سامان زندگي بهم خواهد خورد.

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 49 تاريخ : يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:31
    برچسب‌ها :

     خواهش ميكنم اگر حرف حسابي داريد بنويسيد و به ادارة پرچم بفرستيد من قول ميدهم زودتر و بهتر از روزنامة « استوار قم» [1] چاپ خواهند كرد.

    بازي موش و گربه چرا؟! در گوشه اي تاريك و سياه پناه بردن و بروشنائي سنگ پراندن چرا؟ مرد و مردانه باش؟ جلو بيا حرفي بزن و جوابي بشنو.

    آبادان ـ ع : ع

    پرچم : ديروز پاسخي را كه آقاي شيشه گر بناصر اعتمادي بهائي داده بود بچاپ رسانيديم. اين پاسخ را هم آقاي عيلامي داده. آري آقاي ناصر سرودي ، ما بكيش بهائي ايرادهاي بسياري داريم و خود آرزومنديم كه يك بهائي با ما روبرو شود و بايرادهاي ما پاسخ دهد. اكنون كه شما بجنگ پرچم برخاسته ايد بهتر است به پرسشهاي ما پاسخ دهيد ـ پاسخ دهيد تا بدانيم كيشتان راستست. در پايين چند پرسش را مينويسم :

    1) سيد باب بسخنان مهملي كه معني ندارد پرداخته ، از قبيل « بسم الله الفريد الفراد ذي الافراد الفرود ....» اينها براي چه بوده؟!.. چرا يك مرد خدايي مهمل گويد؟.

    2) ازو در تبريز هرچه پرسيدند گفت نميدانم و سپس چون چوب خورد از دعوي خود برگشت و توبه نامه نوشت كه اين توبه نامه را ميرزا ابوالفضل گلپايگاني با دستور عبدالبهاء نشركرده و چنين گفته ميشود كه نسخة اصل آن در كتابخانة مجلس است ـ آيا اينها دليل دروغگويي او نيست؟!.

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 59 تاريخ : يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:30
    برچسب‌ها :

     1ـ

    دراين هفته بار ديگر ، يكرشته نامه ها و تلگرافهاي گله و ناله از سختي خواربار و از گرسنگي و بدبختي مردم رسيده. در آذربايجان بيكبار نرخها رو ببالا نهاده هي ميرود و هنوز در جايي نايستاده. از شرفخانه تلگراف كرده اند كه نوزده تن از گرسنگي ناتوان گرديده از خود رفته اند. در تبريز در نتيجة سختي زندگي در اين روزها آدمكشيها و خودكشيهايي رخ داده است.

     

    اين نامه ها پياپي ميرسد و ما نميدانيم چكار كنيم. زيرا از يكسو مي بينيم اينها راستست و يك گراني بي اندازه اي بمردم رو آورده. در خشكسالي تنها گندم و جو و خوراك كم باشد و گران گردد. امروز هر چيزي از اندازه بيرون رفته. از يكسو هم ميدانيم كه از چاپ آنها در روزنامه هيچكاري نخواهد بود و جز سياه كردن كاغذ نتيجه نخواهد. از اين ناله ها نه آن كردان نامرد كه خواربار را خريده قاچاق ميبرند دست خواهند كشيد ، نه آن دلالان پستنهاد كه براي بيگانگان خواربار خريده انبار ميكنند بخود خواهند آمد ، نه همسايگان (يا مهمانان ما) كه پرواي گرسنگي اينمردم را كمتر ميكنند ترتيب اثري خواهند داد.[1]

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 48 تاريخ : يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:29
    برچسب‌ها :

     1ـ

    در شماره هاي پيش پرچم از صوفيگري سخن رانده گفتيم : سرچشمة صوفيگري آن بود كه پلوتينوس فيلسوف رومي چنين گفته : « روان آدمي از آنجهان آزاد و بي آلايش فرود آمده و در اينجهان گرفتار ماده گرديده و آلودگيها پيدا كرده. ليكن هر كسي كه بخواهشهاي تن نپردازد و بپرورش روان برخيزد آلايش او كمتر خواهد بود ، و كسانيكه بخواهند از اين دامگه باز رهند و بجايگاه پيشين باز گردند بايد از خوشيهاي اينجهان دامن درچينند و پارسا باشند».

     

    اين سخن نتيجة آنرا داده كه كساني از كارها و خوشيهاي اينجهان روگردان باشند و در خانقاهها نشسته بخود سختي دهند ، و آنرا وسيله اي براي پاكي روان و نيرومندي آن شمارند ، و چون اينان براي رنجانيدن تن رختهاي پشمي ناهموار مي پوشيدند آنانرا « صوفي» (يا پشمينه پوش) ناميده اند.

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 46 تاريخ : يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:28
    برچسب‌ها :

     پايگاه : از ميان نوشته ها و كوششهاي كسروي و باهماد آزادگان سه رشته از همه چشمگيرتر است. نخستين رشته دربارة دين مي باشد كه از سخن كنوني ما بيرونست. دوم ، كوششهايي در زمينة دموكراسي و نشر معني درست(كامل) آن. سوم ، نبرد با هياهوي « ادبيات» و شعرهاي بيهوده ، نبرد با كيشهاي سراسر زيانمندي مانند شيعيگري ، صوفيگري ، بهاييگري و گمراهيهايي همچون ماديگري و جبريگري.

     

    اين رشتة سوم (نبرد با گمراهيها) كه برخي به او ايراد گرفته و از اين رهگذر او را « افراطي» ، « عاصي» و يا « دشمن تراش» ناميده اند
     از ارجدارترين كوششهاي او و يارانش مي باشد زيرا بي آن كوشش در راه دموكراسي بيسود و دوباره كاري است. چنين كوششي مانند آنست كه دهقاني زميني را كه مي خواهد بكارد علفهايش را نكنده دانه بكارد و آب و كود دهد كه جز بيراهي نيست. 

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 53 تاريخ : يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:28
    برچسب‌ها :

     يكي از ياران ميگويد : دو گفتاريكه در پرچم دربارة خرد نوشتيد بس نبود. انبوه مردم خرد را نمي شناسند و اين را باور نميكنند كه مي توان براهنمايي خرد حقايق زندگي را دريافت و يك زندگاني آسوده و خوشي پيش گرفت و همينكه گفتگو ميشود ميگويند : « با اين عقلها؟! ، با اين عقلها ميخواهي ما حقايق را درك كنيم؟!.» از اينگونه ايرادها بسيار مي گيرند. آن دو گفتاري كه شما نوشتيد كساني آنرا يك « بحث علمي» مي شمارند و چنان ميدانند كه

     يك گفتگوي تفنني است اينست شما بايد بارها در اين زمينه گفتار بنويسيد تا مردم مقصود شما را بفهمند.

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 49 تاريخ : يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:27
    برچسب‌ها :

     1ـ

    چنانكه هركسي ميداند در اين آخرها دوباره درويشهايي پيدا شده اند و در اينجا و آنجا ديدار زشت خود را بمردم نشان ميدهند. از شهرستانها نيز مينويسند كه درويشان پيدا شده اند همچنين بسياري از آنانكه عمامه را برداشته بودند بار ديگر كلاه را بعمامه بدل گردانيده اند. بويژه سيدهايي كه عمامه سياه بر سر ميگزارند فراوانتر شده اند.

     

    ما نخست ميخواهيم از آنان بپرسيم : بَهر چه گردن برخت يكسان نميگزارند؟!. بهر چه خود را انگشت نما ميگردانند؟ رخت و كلاه براي پوشانيدن تن و نگه داشتن آن از سرما و گرماست و اينست رنگ و چگونگي آن درخور ارج نيست. رخت بهر رنگي بود و هر شكلي را داشت رختست. ليكن يكساني رخت در ميان يك توده دليل بهمبستگي و يگانگي آنهاست ، نشان يكساني انديشه هاست اينست بايد ارجي بآن يكساني گزاشت ، گذشته از آنكه گوناگوني رخت خود ماية دوري و رميدگيست ، زيرا هركس شكل رختهاي خود را پسنديده بديگران ريشخند ميكند ، و اين خود دو تيرگي پديد مي آورد.

    نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 53 تاريخ : يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:26
    برچسب‌ها :