60 ـ جبــهة دوم | بلاگ

60 ـ جبــهة دوم

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

متأسفانه انديشه و باورهاي مردم در زمينه هاي بسياري هنوز پس از هفتاد سال تغييري نكرده و حساسيت مردم براي مثال به انتخابات آمريكا و اخبار جنگ عراق و افغانستان بيش از توجه ايشان به گرفتاريها و آلودگيهاي جامعة خودشان مي باشد و بيشتر گمان ميكنند كه كوشش سياسي تنها پرداختن به اينگونه اخبار است.
 از اينرو گفتار زير را براي امروز ارجدار ديديم و در اينجا مي آوريم.

 

جبــهة دوم

ارتـباط آن بـا سـرنوشـت ايران

 

هفتة گذشته در روزنامه هاي تهران گفتارهاي بسياري دربارة جبهه نوشته شده و سخنان بسياري در اين باره بميان آمد. ما نميخواهيم در اينجا آنسخنان را تكرار كنيم بلكه ميخواهيم برخي چيزهاي ناگفته را برشتة نگارش كشيم.

 

ما هميشه بپيشآمدها از ديدة ارتباط آن بشرق مينگريم و سود و زيان هر حادثه اي را در ترازوي مصالح شرقيان مي سنجيم. در اين باره نيز از آنراه پيش خواهيم آمد. اما بايد بيش از هر چيزي در انديشة خود باشيم.

 

1ـ حملة ديپ چـه ماهيتـي داشـت؟.

 

حملة ديپ [1] ، نه ساعت بيشتر نكشيد ولي پس از يك هفته هنوز گفتگوي آن درميانست. در اين يكهفته راديوهاي محور[2] چنين وا نمودند كه حملة نامبرده بقصد گشادن جبهة دوم بود كه بشكست انجاميد و اينست شادمانيها نمودند كه موضوع جبهة دوم از ميان رفت.

 

از آنسوي متفقين دعوي آنها را رد كرده پاسخ دادند كه حملة ديپ بقصد باز كردن جبهة دوم نبود و يك عملياتي از روي پرگرام خاصي بود كه در نه ساعت انجام گرفت و نتيجة آن كه رساندن زيان و آسيب بآلمانها بود فيروزانه بدست آمد زيرا هشتادودو هواپيماي آلماني فرود آورده شد و شش محل توپخانه و يك راديو انهدام يافت و خسارتهاي ديگري نيز بآنها رسيد. ميگويند دليل اينكه اين حمله بقصد جبهة دوم نبود آنستكه اندكي پس از آغاز حمله بوسيلة راديوي لندن بفرانسويان آگاهي داده شد كه بقصد ياوري بمتفقين بجوش و جنبي برنخيزند. اگر مقصود جبهة دوم بود بچنين اعلامي چه نياز مي افتاد؟ ميگويند : حملة ديپ نه تنها بشكست نينجاميد ، بلكه نتيجة نيك ديگري نيز داد و آن اينكه بجهانيان ثابت گردانيد كه متفقين ميتوانند از هر نقطه اي از كرانه هاي غربي اروپا كه در زير اشغال آلمانست سپاه پياده گردانند و دژهاي استوار آلماني و تداركات ديگر آنها مانع اينكار نيست.

 

اينها سخناني استكه در اين يكهفته راديوهاي دو سو بهم گفته اند ولي بگمان ما باينها نيازي نيست و حقيقت روشنتر از آنستكه بتوان پوشانيد. بيگمان حملة ديپ بقصد يك آزمايشي بود كه اگر پيش رفت و نيروهاي انگليس توانستند بخشكي درآيند و باندازة كافي جاي پا براي خود باز كنند آنجاها را استوار گردانند تا جبهة دوم از همانجا آغاز يابد و اگر نتوانستند بازگردند و اعلامي كه بفرانسويان كردند جز اين معني را نميرساند. زيرا ميخواستند نخست ببينند ميتوانند جاي خود را استوار گردانند يا نه ، و پس از اطمينان درخواست كمك از آزاديخواهان فرانسه كنند. نيز بيگمان در آن حمله بآن قصدي كه داشتند دست نيافتند و بسيار خردمندانه بود كه بازگردند و سپاه و نيروي خود را بيهوده نابود نگردانيدند چيزيكه هست اين بازگشتن دلالت ندارد كه موضوع جبهة دوم از ميان رفت. بيگمان خود آلمانها نيز چنين دلالتي را نمي فهمند و آنچه ميگويند جز جنبة تبليغات ندارد زيرا بيگفتگو است كه يكچنان شكستي متفقين را از عزم و نقشة خود منصرف نخواهد گردانيد و بار ديگر بچنان آزمايشي (يا آزمايشهايي) خواهند برخاست.

 

ما دربارة جبهة دوم و اينكه متفقين تا چه اندازه بآن عزم دارند و آيا راستي را امسال اقدام بچنان امري را خواستار بودند يا آينده را بهتر از امسال ميدانند سخني نداريم. ولي اين اندازه بيگفتگوست كه انگليس و آمريكا ، آلمان و ايتاليا را از سوي غرب آسوده نخواهند گزاشت و بهمين جهت است كه در جزاير بريتاني عده هاي بسياري از سپاهيان اروپائي و آمريكائي گرد آورده اند. از آنسوي كشورهايي از اروپا كه استقلال خود را از دست داده و از هر يكي دسته هايي مهاجرت بلندن كرده و در آنجا مجتمع ميباشند ـ از يونانيان و چك اسلواك و آلباني و فرانسه و دانمارك و نروژ ـ عامل مهم ديگري هستند كه انگليس و آمريكا را براي تعرض باروپا وادارند.

 

انگليس و آمريكا براي آنكه آلمان را بيمناك نگه دارند و يك بخش از سپاه و نيروي او را در كناره هاي غربي اروپا معطل گردانند ، و از سوي ديگر نگزارند اميد توده هاي استقلال باخته سست گردد ، گاه و بيگاه بتعرض و حمله خواهند پرداخت و در اين ميان اگر بتوانند جاي پايي براي خود باز كرده جبهة ديگري در آنجا باز خواهند گردانيد.

 

2ـ جنگ بايران نـزديك ميشود

 

امروز يك چيزيكه بايد انديشة ما را بخود مشغول گرداند نزديك شدن جنگ بايرانست. آلمانها بقفقاز ميرسند و چنانكه راديوها در اين دو روزه آگاهي ميدهند سپاه مهاجم ايشان يكي از گذرگاههاي مهم كوهستان قفقاز (گردنة دانيال) را در جلو خود دارند كه اگر بآنجا دست يابند باشكالات دفاع شوروي خواهد افزود و پيشرفت آلمانها صورت سهلتري بخود خواهد گرفت.

 

اگرچه آلمانها در قفقاز با همان مقاومتهايي كه در همه جا از سپاه شوروي ديده اند مصادف خواهند گرديد و چه بسا مقاومت در اينجا بيشتر و اشكالات محلي سختتر باشد. از آنسوي آلمانها بر فرض دست يافتن بقفقاز مدتها زحمت خواهند كشيد تا پاي خود را در آنجا استوار گردانند و بگمان ما تا بندرهاي درياي سياه را هم بدست نياورند استقرارشان در قفقاز ثابت شمرده نخواهد شد ، و از آنسوي چون زمستان روسيه نزديك است بار ديگر توقفي در پيشرفتهاي جنگي آنها رخ خواهد داد. اينست قضيه بآن سهولت كه مردم مي پندارند نيست. اساساً چنانكه گفته ايم در پيش بينيهاي جنگي بسيار دور نتوان رفت و راستي آنست كه آينده را جز خدا كسي نميداند. از آنسوي يك نكته اي را كه مردم بحساب نمي آورند آنست كه آلمان و همدستان او هر چه پيش ميروند و شهرها ميگيرند از مراكز خود دورتر ميگردند و بارشان هر چه سنگينتر ميشود ...

 

با اينحال شك نيست كه آلمانها در آرزوي پيشرفت بسوي شرق مي باشند و اگر در قفقاز جاي پايي استوار گردانيدند بيگمان رو بايران خواهند آورد بلكه تا هند پيش خواهند رفت. آن آرزويي را كه پتربزرگ و كاترينا و ديگر جانشينان او داشتند و سپس نيز ناپلئون در دل مي پرورد و بهمان اشتياق تا مصر درآمد (مقصود دست يافتن بهندوستان و بيرون كردن انگليسها از آنجاست) نتوان گفت كه در دل پيشوايان كنوني آلمان و ايتاليا نباشد و چنان قصدي را دنبال نكنند.

 

اگرچه امروز زمان پتر بزرگ يا روزگار ناپلئون نيست و در ميانه فرقهاي بسياري پيدا شده. امروز هندوستان تكاني بخود داده و گذشته از علاقة متفقين به نگه داري آنجا ، خود بوميان داراي عزم و نيرو مي باشند. با اينحال بيگفتگوست كه يكي از مقاصد محوريان دست يافتن بآنجاست و آلمانها اگر بتوانند بيگمان تا آنجا پيش خواهند رفت بخصوص كه ژاپن در آن ور هندوستان در انتظار رسيدن اينانست.

 

خلاصه آنكه اگر احتمالات را در نظر بگيريم گمان بسيار برآنست كه جنگ با سختيها و بدبختيهاي خود رو بسوي ما آورده است ، و اگر ما از احتمالات ديگري چشم پوشيم اين اندازه بيگمانست كه اگر آلمانها بقفقاز دست يابند متفقين در ايران براي جلوگيري از آنان آماده خواهند گرديد و اينجا يكي از لشگرگاههاي بزرگ جنگ خواهد شد.

 

3ـ جبهة دوم اگر باز شود بهتر است

 

جبهة دوم چه امسال باز شود و چه براي سال آينده بماند باز شدن آن چنانكه براي روسها نيك است و شدت جنگ را از ايشان كمتر ميگرداند براي ايران و كشورهاي ديگر نيز نيكست و چه بسا كه از رسيدن جنگ باينجا جلو ميگيرد.

 

در ايران كسان بسياري هستند كه از نزديكي جنگ باين كشور نمي ترسند ، بلكه آنرا از درون آرزومندند و اين نتيجة دو نادانيست كه بهم درآميخته. زيرا از يكسو در نتيجة ناداني و نافهمي از پايان جنگ بهره اي براي خود اميدوارند و چنين مي پندارند كه از فيروزي يكسو سودي باينان خواهد رسيد و ماية رهايي اينان خواهد گرديد. از يكسو نيز آسيب و گزند جنگ را چنانكه هست نميفهمند و با آنكه هر روز خبرهاي بسيار از ويراني و بدبختي كشورهاي نزديك بجبهة جنگ مي شنوند از بسِ [فرط] كوردروني معناي درست آنها را فهميدن نميتوانند. همچون كودكي كه از نافهمي آتش را « قاقا» مي پندارد و دست بسوي آن دراز ميكند نزديكي جنگ را بآرزو خواهانند و هر زمان كه خبري در روزنامه ها در اين باره ميخوانند و از راديو چيزي مي شنوند بهمديگر آگاهي ميدهند كه توگويي مژدة فيروزي مي باشد.

 

اگرچه بيرون از موضوع گفتار است چون پايش افتاده مينويسم : يكي از بزرگترين گرفتاريهاي ايرانيهاست كه از بس خودخواه و خودنمايند آلودگيهاي خود را كه علت اين بدبختي و درماندگي ايشان شده بگردن نميگيرند و نقص بخود گمان نميبرند ، و چنين وا مينمايند كه اين بدبختي و درماندگي نتيجة حوادث جهان و معلول تصادفاتست و اينست رهايي خود را نيز جز در نتيجة حوادث و تصادفات نمي شمارند و هميشه چشم براه اين پيشآمد و آن حادثه ميدوزند.

 

اين بايرانيان بسيار سخت است كه بآلودگيهاي خود پي برند و رياضت بخود داده بچارة آنها پردازند بلكه بسيار دوست ميدارند كه هميشه گناه را بگردن ديگران بيندازند.

 

از اينرو ما كه هميشه مي نويسيم علت اين بدبختيها آلودگيهاي خودتانست ، مي نويسيم اگر دشمن هم بشما دست يافته از راه آن آلودگيها دست يافته ، مي نويسيم بايد آن آلودگيها را از خود دور گردانيد اين نوشته هاي ما بايشان خوش نمي افتد و بسياري از آنان چون پرچم را ميخوانند رو ترش ميكنند. ولي فلان روزنامة شياد كه هايهوي راه مي اندازد : « جان من فداي ايران باد» « ايران جاويدانست» « ايران لايزالست» ... از اين جمله هاي پوچ كه هيچ معنايي ندارد خوشدل ميشوند و آنرا از دست هم مي ربايند.

 

كوتاه سخن بآلودگيها خود گردن گزاردن نمي توانند. در كشوريكه شمرده ايم چهارده كيش مختلف هست ، چندين مسلك سياسي رواج يافته ، ( ده تن با يكديگر هم انديش نمي باشند ، يك بخش بزرگي از مردم آن عشاير تاراجگرند كه هنوز باصول قرون وسطي زندگي ميكنند ، در چنين كشوري كه اين يك شمه اي از آلودگيهاي آن ميباشد هيچ نقص نميپندارند و بتكاني نياز نمي بينند و ما بهر چيزيكه دست ميزنيم در برابر ما بهياهو مي پردازند. بلكه بسياري از مردم همين گرفتاريها را سرمايه اي براي خود مي پندارند. مثلاً عشاير تاراجگر را « مردان رشيد» ناميده ذخيره اي براي روز مبادا [مقصود : بهنگام جنگ] مي شمارند.

 

اين كيشهاي گوناگون را كه سراپا آلودگي است و سراپا بيديني است دين ناميده برواجش ميكوشند ، ياوه بافيهاي پست زمان مغول را ادبيات ناميده بخود مي بالند. جوانان درسهايي را كه در دبيرستانها و دانشكده ها خوانده اند و بخش بزرگي از آنها جز ماية فرسودگي مغز نيست سرماية زندگاني مي شناسند.

 

بهر حال چون نقصي در خود نمي شناسند اينست گناه را بگردن حوادث مي اندازند و براي رهايي نيز چشم براه حوادث مي نشينند و در اين باره بي خردي را از اندازه گذرانيده تصور ميكنند اگر فلان دولتها فيروز درآيند باينان آزادي خواهند داد و هيچ درك نميكنند كه اينهمه جنگها بر سر زمين است و آنهمه جوانها كه بكشتن ميروند بهاي خود آنها گرفتن كشورهاي ديگران خواهد بود ، و با صد ناداني مي نشينند و آرزوي نزديكي جنگ را ميكشند. بدبختهاي تيره درون بكودكان بيگناه و زنان بيدست و پا دلشان نسوخته در اشتياق بمبهاي سه تني روز ميگزارند.

 

برخي از ايشان از بس خيره سرند كه ميدانم اينها را خوانده چنين خواهند گفت : " اين طرفدار انگليس است" از هر چه خوششان نيايد اين تهمتي استكه باو مي بندند. اين حال ماست كه هر چند زمان يكبار مورد گله و رنجيدگي نمايندگان متفقين مي باشيم و نمايندگي تجارتي شوروي كاغذي را كه بروزنامه هاي ديگر به نيم بها واميگزارد از ما بفروش نيز مضايقه ميكند و ما از ترس تمام شدن كاغذمان ناگزير گرديده جلوي تيراج [امروز : تيراژ] روزنامه را ميگيريم و از اينسو هر سخني مينويسيم ميگويند : « طرفدار دولت انگليس است» آري اينست سزاي كسيكه با مردم ناداني درافتد و از حقگويي خودداري ننمايد. بدتر از همه آنست كه اين نادانيهاي پست خود را « احساسات توده» نام ميدهند و در يك مجلسي كه اين گفتگوها درميانست و بيخردان آرزوهاي شوم خود را بزبان مي آورند اگر شما بجلوگيري پردازيد چنين گويند : " اين حرفها راست است. ولي جلوي احساسات مردم را نميشود گرفت" چون پاسخ ديگري ندارند بدينسان از جلوي شما درمي آيند. تفو بر شما اي بيخردان! تفو بر شما اي بيخردان!

 

در اين باره من از آن مي ترسم كه اينان از بس ناداني از اندازه گذرانند كه سزاوار خشم خدا گردند و يك كيفري كه كمتر بانديشه شان ميرسد آنانرا دريابد.[3] اينست بخدا پناه مي برم. اي پروردگارا باين كودكان بيگناه باين زنان بيدست و پا ببخشاي.

 

بسخن خود بازگرديم : نزديكي جنگ بايران يا بكشورهاي ديگر شرق جز زيان و آسيب نتواند بود و اينست ما خواهان دوري آن مي باشيم و چنين ميدانيم كه باز شدن جبهة دوم در غرب اروپا اين نتيجه را تواند داد كه جنگ را از ما بازگرداند و يا پيشرفت آنرا كند گرداند كه از سختيش بكاهد از اينرو مي نويسيم : جبهة دوم اگر باز شود بهتر است.

(پرچم روزانه شماره هاي 177 ، 178 و 179 چهارشنبه ، پنجشنبه و يكشنبه 4 ، 5 و 8 شهريور 1321)

 

[1] : [Dieppe Raid] ، ديپ ناحيه اي از فرانسه است. متفقين در اين حمله شكست خوردند و تا دو سال پس از آن در جبهه هاي غرب روي زمين به حملة بزرگي دست نزدند تا اينكه در 1944 جبهة نُرماندي را گشودند كه همان جبهة دوم است.

 

[2] : كشورهاي آلمان ، ايتاليا و ژاپن كه در جنگ جهاني دوم در برابر « متفقين» (آمريكا ، انگليس ، شوروي و فرانسة آزاد) مي جنگيدند.

 

[3] : آيا حال كنوني ايران را نمي توان كيفر خيره رويي و نادانيهاي مردم ـ بويژه « پيش افتادگان» توده دانست؟!

...
نویسنده : رضا فرهيزش بازدید : 43 تاريخ : سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت: 21:32